احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

236

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

فى الحال يكنفر رفت و از خانم مسيو فرگوسون قضيه را سئوال نمود و خانم مسيو فرگوسون در جواب گفت كه او فقط به سلطان احمد خان اعتماد دارد و هر جاى كه مشار اليه بگويد او مىنشيند . قاصد در حال مظفريت با جواب برگشت و بلند فرمان داده شد كه مسيو واسموس حق ندارد كه نزديك خانمها برود و بفوريت دوباره از آنجا حركت كردند و خانم مسيو فرگوسون دو مرتبه شنيد كه اين اشخاص نسبت بمسيو واسموس زبان بطعن و لعن گشودند و ميگفتند كه او باعث اتلاف چند نفر از تابعينشان شده است . زمانيكه در احمدى ورود نمودند خانمها را به خانه شخصى شيخ حسين بردند و منزل خوب بايشان دادند ؛ پس از اندك زمانى شيخ حسين اجازه ملاقات گرفت و خانمها اجازه دادند داخل شد . مشار اليه آمده بود كه مستقيما صحبت بدارد و خانم مسيو فرگوسون را سفارش نمود كه پيغام و شرايط وى را بمأمور رسمى دولت انگليس در بوشهر برساند ، گفت كه اقلا 18 سال است كه با انگليس دوستى و مودت ثابته داشته ولى بواسطه نقض بيطرفى ايران براى اخراج قونسول آلمان رشتهء آن دوستى و مودت قطع و گسيخته گرديده است . مشار اليه پولهائيرا كه قبلا ذكر گرديد مطالبه نمود . خانم مسيو فرگوسون پرسيد در اين صورت دولت انگليس با كى بايد معامله بكند چراكه ايلات و طوايف ياغى شده‌اند و مطيع دولت ايران نيستند معزى اليه مؤكدا جواب داد كه او سركردهء ايلات و طوايف جنوب است و تمام مخابرات و تبليغات بايستى بعنوان وى باشد ، زمانيكه از وى سئوال شد هر آينه اگر انگليس بدعاويش تن دردهد مسيو واسموس چه خواهد شد در جواب گفت كه مسيو واسموس و تمام عمال آلمانى را بفوريت توقيف خواهد كرد . بالاخره معظم له ميل و آرزوى شديد خود را براى صلح بيان كرد در ضمن گفت كه سرتاسر جنوب ايران مغشوش است ايلات و طوايف تمام حاضرند و قشون شمالى از كازرون در راه مىباشد ، و آلمانها نيز بتدريج وارد قسطنطنيه ميشوند و مىتوانند بامداد و يارى ايلات و طوايف قشون گسيل دارند . آخر الامر شيخ حسين خانم مسيو فرگوسون را سفارش كرد كه بمأمور رسمى دولت انگليس بگويد كه مشار اليه پنج روز وى را براى جواب مهلت و فرجه داده است . و گفت هرآينه اگر صبح روز پنجم بهيچوجه جوابى نرسيد جنگ شروع خواهد شد و هر كلمهء را كه ادا ميكرد جدا ميگفت . خانم مسيو فرگوسون وعده داد كه پيغامات مزبوره را بمأمور رسمى دولت انگليس برساند و شيخ حسين نيز آنها را نوشت ( دعاوى را ) و مراسله كه به فارسى نوشته شده بود بدست مصيب خان نوكر امين ماژور اوكونور كه همراه خانم‌ها بود داده شد . روز بعد يكى از زنهاى ايلياتى را نزد خانمهاى انگليسى فرستادند تا آنها را رسيدگى و تفتيش نمايد كه كاغذى باتفاق خود نداشته باشند ضعيفه مزبوره خانمها و تمام اسباب و متعلقاتشان را وارسى كرده بهيچوجه كاغذى نيافت . چون خانمهاى انگليسى از شيخ حسين خداحافظى كردند مشار اليه آنها را از يك فاصله بعيدى با صداى بلند آواز كرده و در جلو تمام اتباعش دعاوى خود را كه ديروز عصر بخانمها گفته بود تكرار نمود و سپس آنها را مرخص كرد كه بروند . امضا مادام فرگوسون